۴ اردیبهشت ۱۳۸۷

چه شوق کودکانه ای دارم برای ملاقات امروز ، یک جورهایی ته دلم امید دارم که شاید حس و حال آن روزها برگردد. آن همه چیزهایی که آن روزها داشتم و اکنون ندارم. ... و حس مبهمی از یک امید کم جان که شاید آیدا بیاید و همه آن چیزهایی که سالهاست ناتمام مانده تمام شود یا شروع...

هیچ نظری موجود نیست: